طرح جامع موزه ملی ـ تخصصی فرهنگ و ادبیات کودکان ایران(بخش چهارم)
ج) آموزش و پرورش
۱. مکتبخانه و ادبیات مکتبخانهای
مکتب به عنوان نهادی همگانی، سیمای دگرگونشدهای از آموزش ابتدایی در کاخها و خانههای بزرگان بود. اما از پایان سده اول هجری به اسنادی بر میخوریم که نشان دهندهی وجود مکتبخانههای بزرگ هستند. نوشتهای درباره مکتبخانه ابوالقاسم بلخی و آموزش ۳ هزار دانش آموز وجود دارد. چنین شمار بزرگی از دانش آموزان، نشان میدهد که مکتبخانه های بزرگ در پایان سده نخست و آغاز سده دوم هجری تازه بنیاد یافته بودند. در مکتبخانه در کنار آموزش قرآن، خواندن و نوشتن نیز میآموختند. در آن دوران آموزش و پرورش مکتبخانهای شیوه فراگیر آموزشی بود
در این سالن آثار چاپ سنگی ادبیات مکتبخانهای، عکس و تندیسهایی از مکتبداران و شاگردان، به همراه ابزارهای ویژهی مکتبخانه، همچون لوح آموزش، چوب و فلک، طبلک مکتب،... برای نمایش ارائه خواهند شد.
۲. آموزش و پرورش سنتی و نو (اسناد و شخصیتها)
با گسترش آموزشگاههای میسیونرهای مذهبی اروپایی و آمریکایی، برخی روشنفکران که نگران چیرگی فرهنگ غرب و کاهش نفوذ زبان فارسی بودند، بر این نکته پای فشردند که ایرانیان خود باید به بنیانگذاری آموزشگاههای نو بپردازند. پس از انقلاب مشروطه، با بهبود نسبی وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و افزایش شهرنشینها کودکان قشر میانی جامعه اندک اندک از صف نیروی کار ارزان بیرون آمدند و به آموزشگاههای نو رفتند. با تصویب اصل نوزدهم متمم قانون اساسی، نظارت بر سامانهی آموزشی بر عهدهی دولت قرار گرفت وادارهی آن به یک سازمان متمرکز یعنی وزارت علوم واگذار شد. نخستین آموزشگاه رسمی ایران، مدرسهی دارالفنون بود. میرزا حسن رشدیه، پایهگذار آموزشگاههای نو در ایران تلاش بسیار کرد تا آموزش ابتدایی را به قالبی نو درآورد.
در این سالن تصاویری از پایهگذاران سامانهی آموزش و پرورش نو، به شکل تندیس، عکس، طرح و یا ارائهی اسناد نمایش داده میشوند و برای چهرههای برجستهای همچون رشدیه، باغچهبان،... غرفههای ویژه طراحی خواهند شد. اولین کتابهای درسی، پوشاک خاص مدارس، میز و نیمکتها، جعبه شنی (که برای تمرین نوشتن حروف در مدارس آسوری بکار میرفته است)،... از دیگر نمادهای این سالن است.
د) مواد دیداری- شنیداری
۱. انتشارات دیداری - شنیداری
مجموعهی مواد به نمایش در آمده در این سالن، اولین منابع دیداری- شنیداری برای کودکاناند که شامل: صفحهی گرامافون، نوارهای صوتی (داستان و شعر)، فیلم، فیلم استریپ، نقشهی جغرافیایی، و... میشود.
۲. اسباببازی
اسباببازیها و بازیچههای گروهی، بخشی از میراث فرهنگی ایراناند. نمایش اسباببازیهای دوران باستان همچون سوتسوتک و ارابههای بازی (تهیه مولاژ) تا اسباببازیهای دست ساز دوران مشروطه و اسباببازیهای کارخانهای روزگار نو برای دختران و پسران هر کدام بازگوکنندهی روند حرکت تاریخی این بازیچهها و تنوع آنهاست. توجه به منابع نوشتاری که در آنها به بازیهای کودکانه و بازیچهها اشاره شده است، و بازسازی برخی بازیها که در فضای بسته انجام میشدهاند، همانند: جمجمک برگ خزون، اتل متل توتوله، عروسک بازی،... و بازسازی برخی از شیوههای شروع بازی و یارگیری از جمله مدخلهای اطلاعاتیاند که در این تالار به نمایش درخواهند آمد.
۳. اشیای موزهای
اشیاء موزهای شامل همهی تندیسهای بازمانده از دوران باستان از کودکان، همچون نقش مادر و کودک بر روی نگین انگشتری، لوحهای گلی مشق کودکان، مجسمه آل (رباینده کودکان)، نقش پیشکش کردن کودکان به خدایان روی جام حسنلو، تا انواع گهوارهها و ننوها، نوشت افزارها، و... است که نشان از زندگی اجتماعی کودکان و نوجوانان دارند و یا توسط آنان بکار گرفته میشدهاند. شناسایی و تهیهی مولاژ از نمونههای باستانی برای آشنایی ملموستر کودکان و نوجوان با این اشیا، از اهداف ایجاد این تالار است.
۴. پوشاک کودکان و نوجوانان
به گواهی مدارک ثبت شده تاریخی و آثار باستانی و نمونههای بازمانده، مردم ایران زمین از دوران کهن به پوشاک خود ارج فراوان مینهادند و کمال ذوق و ابتکار را در پدید آوردن جامههای زیبا و برازنده و زیورهای گوناگون، به کار میبردند. کفش چرمی بچگانه در کاوشهای باستانشناسی در قلعه شاه دژ مربوط به ۱۲۰۰ سال پیش به دست آمده و نقش تنپوش کودکان روی مهرهای گنجینهی سیحون، عکسهایی از پوشاک کودکان فرادست و فرو دست در دوران قاجار و نمونههای به جای مانده از پوشاک رسمی (فرم مدارس) و غیررسمی کودکان در دورهی پهلوی اول و دوم، برخی از اطلاعات موجود درباره پوشاک کودکان و نوجواناناند. نوع پوشاک کودکان به لحاظ جنس، رنگ، تزئینات با توجه به گروه سنی، طبقه اجتماعی، محیط جغرافیایی، اقوام مختلف و دوره تاریخی دستخوش تغییر بوده است. نمایش تنپوشها، پاپوشها، سربندها و کلاهها با آویزهایی با علائم مذهبی براساس مستندات موجود و بازسازی برخی از آنها که بازگوکننده جایگاه اجتماعی کودکان و دیدگاههای فرهنگی در باره آنان است، از برنامههای پیشبینی شده در این تالارند.
ه) اقوام و اقلیتها
در هریک از بخشهای پیش گفته نقش و حضور اقلیتهای ملی- زبانی- دینی را خواهیم داشت اما با توجه به غنا و زیبایی فرهنگ هریک از آنها و برای ایجاد فضایی بهتر و یکپارچه مختصری از یافتههای تاریخی در عرصهی ادبیات کودکان این قومها به صورت یکجا بار دیگر در دو تالار به نمابش در میآیند.
۱. ادبیات محلی و قومی کودکان
ایران سرزمین پهناوری است که قومهای گوناگونی از شمال تا جنوب و از خاور تا باختر در آن زندگی میکنند این قومها بر پایه همسانی ملی- زبانی و یا ملی- زبانی- دینی شکل گرفتهاند. این قومها در سراسر ایران زمین پراکندهاند. در باختر تا میانه آن آذریها و کردها ساکن هستند. در شمال تپورها، گیلکها تالشیها و ترکمنها. در میانه لرها و شاخههای کوچکتر آن. در جنوب عربها و در خاور سیستانیها و بلوچها جای دارند. در بخشهای گستردهای نیز فارسها با خرده فرهنگ قومها زندگی میکنند که هرکدام گویش و ادبیات شفاهی ویژهای دارند.
این سالن، ادبیات قومی– محلی کودکان مناطق ایران را به همراه آشنایی با ویژگیهای بومی هر منطقه ارائه خواهد کرد.
۲. ادبیات کودکان اقلیتهای دینی ایرانی
قومهایی چون زرتشتیان، ارمنیان، آسوریان و کلیمیان اگرچه از جنبه جمعیتی چندان پرشمار نیستند، به گستردگی و گوناگونی فرهنگ این سرزمین یاری بسیار رساندهاند. این سالن نمایانگر سیر تحول و حرکت ادبیات کودکان این اقلیتها در ایران خواهد بود و برای چهرههای برجسته و فعال در این زمینه، غرفههای ویژه طراحی خواهند شد.
تالار نمایشهای ویژه و موضوعی
در این تالار مجموعههای ویژهی دولتی و خصوصی (داخلی- خارجی) که به مناسبتهای خاص به صورت امانی در اختیار موزهی ملی- تخصصی تاریخ ادبیات کودکان ایران قرار میگیرد، به نمایش درخواهند آمد.
گارگاهها
کارگاه مرمت و بازسازی اسناد، منابع و اشیاء موزه
کارگاه کتابسازی برای کودکان
کارگاه ساخت نمونهی اسباببازیهای سنتی
محل موزه
موزههای ملی– تخصصی تاریخ ادبیات کودکان ایران با توجه به ویژگیهای چند فرهنگی جامعه ایران در چند منطقهی قومی ایران قابل اجرا خواهد بود. برای اجرای این پروژه دو شهر تهران و اصفهان پیشنهاد میشوند.
شهر تهران به سبب بالا بودن شمار بالقوه و بالفعل مخاطبان آن و تنوع مخاطبان و شهر اصفهان به سبب انجام فعالیتهای دور از مرکز و دوری از مناطق زلزله خیز با ریسک بالا و به سبب پتانسیلهای آن به عنوان یکی از اصلیترین قطبهای گردشگری و جهانگردی ایران، انتخاب شدهاند.
مساحت کمینه هزار متر مربع و مساحت بیشینه پنجهزار مترمربع پیشنهاد میشود تا دسترسی به موزه از طریق وسایل نقلیهی عمومی و خصوصی آسان باشد، ایجاد پارکینگ مناسب و امکان دسترسی به خطوط مخابراتی برای استفاده از فناوریهای ارتباطی – اطلاعاتی نیز پیشنهاد میشود.
منبع: موزهها شماره ۴۳ بهار ۱۳۸۵