مخاطب فعال در موزه( بخش دوم)
با مطالعة تاريخ تحول موزه ها در دنيا، مي توان به سیر تکوینی اين پديده اشاره كرد. به گونه اي كه در جريان ايجاد موزه ها، مخاطب شناسی و مخاطبان نقش اساسی داشته است.
روند تكاملي موزه ها از حالت گردآوری آغاز شد و سپس به مرحلۀ نمایش آثار و اشیاء رسيد، اين سير تكاملي به مرحلۀ مخاطب محوری منجر شد و اکنون موزه ها اشیاء را به نشانه هايي مفهومي تبدیل كردهاند. تا با به ميان كشيدن مباحثي چون، زيبايي شناسي، نقد، نشانه شناسی و هرمونتیک (تأویل متن) پايگاه جديدي در انديشة بشري براي خود دست وپا كنند.
علم هرمونتیک در مورد یکان یکان آثار به نمايش درآمده در موزه و تك تك مخاطبان در مورد آثار و نشانه های موزه تأثیرگذار و قابل پذیرش است.
سر انجام و هدف مخاطب شناسی در موزه به دسته بندی مخاطبان موزه ها است که در این میان میتوان به گروه های سنی، مشاغل، گروه های خاص و ... اشاره کرد.
پرسش اساسی این است که آیا هر موزه ای برای هر مخاطبی مناسب و متناسب است و به عبارتی موزه ها برای همۀ جامعه مناسب هستند؟
موزه ها محدودیت نوع مخاطب را ایجاد می کنند، یا مخاطبان موزه ها را محدود و دسته بندی می کنند و در ادامه آیا هر موضوعی می تواند برای مخاطب لازم باشد؟
در سنجش ها باید احساس نیاز به موزه و موضوع های موزه برای مخاطبان بررسی شود. مثلاً احساس نیاز یا عدم نیاز در نزد مشاغل آزاد (رانندگان تاکسی، مغازه داران، زنان خانه دار و ...)
در بحث مخاطب شناسی ایرانی و موزه، اهمیت دارد و این پرسش مطرح است که آیا ایرانیان ذاتاً موزه گریزند، احساس به موزه ندارند یا با تبلیغات، فرهنگ سازی، بسترسازی و ... می توان آنان را علاقه مند کرد؟ یا تنها قشر خاص فرهیخته به موزه علاقه مند هستند و تحت هر شرایطی به موزه می آیند؟
به گونه اي ديگر هم مي توان مخاطبان موزه را دسته بندي كرد و آن فعال و بالقوه بودن مخاطبان است.
منبع: فرهنگ موزه، شمارة نخست، 5 شهريورماه 1392، ص7 تا ص9.