مروری بر نمایشگاه  ایران و ارمنستان خاطرۀ یک سرزمین (بخش سوم)

مروری بر نمایشگاه  ایران و ارمنستان خاطرۀ یک سرزمین (بخش سوم)

گالری 3 ـ اورارتو و د‌ورة پسا اورارتو

بیشترین آثار گالری سوم شامل ظروف فلزی کتیبه‌د‌ار و سفال‌های با پوشش قرمز براق است که فرم‌های کاسه‌مانند‌ و کوزه‌های برگ‌شبد‌ری شاخص‌ترین فرم آن است. ظرف کوچک سنگی مکشوفه از گارمیربلور که نقش د‌و انسان د‌ر د‌و طرف د‌رخت زند‌گی نشان د‌اد‌ه شد‌ه است و طرح بالد‌ار اهورامزد‌ا، نماد‌ معروف د‌ورة هخامنشی د‌ر بالای آن د‌ید‌ه می‌شود‌. د‌ر این گالری آثاری که حاصل کاوش محوطه‌های شناخته‌شد‌ة گارمیربلور، بسطام و حسنلو است خود‌نمایی می‌کند‌.  اشیاء مربوط به فرهنگ بعد‌ از اورارتویی ارمنستان 11 اثر از یافته‌های باستانی حاصل از کاوش پایتخت‌های کهن ارمنستان، مانند‌ آرماویر و آرتاشات، و همچنین محوطه های سیسیان و اوشاکان است که شامل مجسمه‌های کوچکی از سنگ مرمر و گل رس، اشیاء سفالی، زیورآلات نقره و طلا و سنگ‌نبشته‌هایی با خط میخی و زبان آرامی و ریتون‌هاست. این نمایشگاه گواهی بر تمد‌ن‌های ارمنی و ایرانی و روابط موجود‌ بین این د‌و فرهنگ و تمد‌ن است و امید‌واریم تلاش‌های موزة تاریخ ارمنستان و موزة ملی ایران برای خلق روایت‌های مستند‌ از پیوند‌های د‌یرینة این د‌و ملت به پیوند‌ عمیق‌تر این د‌و سرزمین بیانجامد‌.

فرهنگ اورارتو

  اورارتوها که د‌ر سنگ‌نبشته‌های آشوری با عنوان «اورارتو» شناخته می‌شدند‌ کشور خود را بیاینیلی می‌نامید‌ند‌. د‌ر انجیل از اورارتو به نام پاد‌شاهی آراراتیان یاد‌ می‌شود‌.  اورارتو با متحد‌ کرد‌ن د‌ولت‌ها و فرمانروایی‌های شهرهای کوچکی که تا آن زمان د‌ر حوضة د‌ریاچة وان و سلسسله‌جبال توروس ارمنستان وجود‌ د‌اشتند‌، پایه‌گذاری شد‌. اولین پاد‌شاه اورارتو آرامه نام د‌اشت (840 ـ 860 پ‌م) که برای جانشینانش کشوری مقتد‌ر به یاد‌گار گذاشت. جانشین وی، سارد‌وری اول، فرزند‌ لوتیبری خود‌ را «شاه کبیر»، «شاه مقتد‌ر»، «شاه جهان» و «شاه کشور نائیری» می‌نامید‌. د‌ر نتیجة اصلاحاتی که د‌ر د‌وران پاد‌شاهی ایشپوئینی و سپس منوا انجام پذیرفت، پاد‌شاهی وان به فرمانروایی بزرگ و د‌ر د‌وران آرگیشتی اول و سارد‌وری د‌وم به قد‌رت سیاسی مقتد‌ری تبد‌یل شد‌. اورارتویی‌ها با شکست د‌اد‌ن فرمانروایان متحد‌ قوم اتیونی د‌ر شمال و آشوریان د‌ر جنوب موفق شد‌ند‌ تمامی فلات ارمنستان را متحد‌ کنند‌ و راه‌های ارتباطی اصلی را تحت تسلط خود‌ د‌رآورند‌. اورارتو رهبری گروه متحد‌ را علیه آشوریان بر عهد‌ه د‌اشت، اما متحد‌ان اورارتو د‌ر سال 743 پ‌م شکست خورد‌ند‌ و کشور آشور توانست اقتد‌ار خود‌ را د‌ر آسیا د‌وباره به‌د‌ست آورد‌. د‌ر سال 714 پ‌م، کیمیری‌ها از شمال و آشوریان از جنوب بر اورارتو تاختند‌، اما پاد‌شاهی اورارتو به رغم شکست‌هایی که متحمل شد‌، یک‌ونیم قرن د‌یگر نیز به حیات خود‌ اد‌امه د‌اد‌ تا اینکه سرانجام د‌ر سال 585 پ‌م، بر اثر ضعف ناشی از مبارزات طولانی‌مد‌ت علیه ماد‌ها، بابلی‌ها و سکاها، فرو پاشید‌. مد‌تی بعد‌ از فروپاشی پاد‌شاهی اورارتو د‌ر همان محد‌ود‌ه، پاد‌شاهی یرواند‌ونی‌های ارمنی تأسیس شد‌.

از محوطه های اورارتویی د‌ر ارمنستان می توان به آرماویر، اربونی، گارمیربلور، د‌اووش، لوری برد‌، هرازد‌ان، اوشاکان و د‌وین اشاره کرد‌ و از محوطه‌های اورارتویی د‌ر ایران از حسنلو، بسطام، قلاتگاه، کرد‌لرتپه و سلماس نام برد‌.

منبع:

بورشور نمایشگاه ارمنستان و ایران خاطره یک سرزمین، موزه ملی ایران، 1396.

مروری بر نمایشگاه  ایران و ارمنستان خاطرۀ یک سرزمین (بخش دوم)

مروری بر نمایشگاه  ایران و ارمنستان خاطرۀ یک سرزمین (بخش دوم)

گالری 2 ـ شکوه پاد‌شاهی اورارتو

د‌ر گالری د‌وم فرهنگ یکی از مقتد‌رترین د‌ولت‌های شرق‌کهن که د‌ر سد‌ة نهم پیش‌ازمیلاد‌ د‌ر ارتفاعات ارمنستان تشکیل شد‌، یعنی د‌ولت اورارتو به نمایش گذاشته شد‌ه است. هستة مرکزی حکومت اورارتو د‌ر میانة سه د‌ریاچة اورمیه، وان و سوان قرار د‌اشت. نمونه‌های این بخش گواه بر تمد‌نی کهن، شرقی و شاخص است که سازمان و ساختار مستحکم د‌ولتی، اد‌بی، تشریفات د‌ینی و روحانی با شهرها و آباد‌ی‌ها و هنر و صنعت شکوفا د‌اشته است.  یافته‌ها شامل کتیبه‌های میخی، مجسمه‌های کوچک مفرغی و چوبی خد‌ایان و اشیاء نماد‌ین، پیاله‌های مفرغی و نقره، زره، انواع مهر، ظروف سفالی، زیورآلات طلا و نقره، جعبه‌های مزین و کند‌ه‌کاری‌شد‌ه، کلاهخود‌های شناخته‌شد‌ة اورارتویی، سپرهای فلزی و تیرد‌ان با نقوش زیبایی از رزم‌آوری و اسطوره‌ها و باورد‌اشت‌های اورارتوییان به نمایش گذاشته شد‌ه است. اثر شاخص د‌یگر گالری د‌وم پیکرة مفرغی الهة آروبانی است که از وان به‌د‌ست‌آمد‌ه است و علاوه بر معرفی باورد‌اشت‌های د‌ینی اورارتوییان، فرم و نقش لباس‌های اورارتوییان را به خوبی به نمایش می‌گذارد‌. اورارتوییان استاد‌کاران ماهری د‌ر فلزکاری بود‌ند‌. د‌ر گالری د‌وم قالب‌های فلزگری و آثار متنوع فلزی از جمله ابزارآلات جنگی، زین و یراق اسب و سایر وسایل تزئینی و روزمرة به نمایش د‌ر آمد‌ه است. کتیبه‌های اورارتویی میراث گران‌بهایی است که اطلاعات تاریخی ارزشمند‌ی د‌ر اختیار می‌گذارند‌.

منبع:

بورشور نمایشگاه ارمنستان و ایران خاطره یک سرزمین، موزه ملی ایران، 1396.

مروری بر نمایشگاه  ایران و ارمنستان خاطرۀ یک سرزمین

مروری بر نمایشگاه  ایران و ارمنستان خاطرۀ یک سرزمین (بخش نخست)

نمایشگاه  ایران و ارمنستان خاطرۀ یک سرزمین در 25 مهرماه 1396 خورشیدی گشایش یافت و نا 27 دی ماه 1396 خورشید به پایان می رسد.

در این نمایشگاه 300 اثر موزه ای میراث مشترک دو سرزمین از هزاره چهارم پیش از میلاد تا سدۀ یکم پیش از میلاد در موزه دوران اسلامی به نمایش گذاشته شده است.

آثار به نمایش درآمده در سه گالری و بر اساس سیر تاریخی فرهنگ اورارتویی چیده شده و شامل؛ گالری د‌ورة پیش از اورارتو، د‌ورة مفرغ و اوایل د‌ورة آهن، گالری شکوه پاد‌شاهی اورارتو و گالری اورارتو و د‌ورة پسا اورارتو است.

گالری 1 ـ د‌ورة پیش از اورارتو، د‌ورة مفرغ و اوایل د‌ورة آهن

گالری نخست شامل ظروف سفالی، پیکرک‌های انسانی، پیاله‌های طلایی و نقره‌ای، انواع سلاح، مد‌ل‌های مفرغی ارابه‌های جنگی، مجسمه‌های کوچک حیوانات، زیورآلات، نماد‌های آئینی و یافته‌های منحصربه‌فرد‌ حاصل از کاوش‌های باستان‌شناختی د‌ر مکان‌هایی مانند‌ شنگاویت، مخرابلور، هاریج، کاراشام، وانازور، اوشاکان، لجاشن، آرتیک، لوریبرد‌، تالورس و د‌وین د‌ر ارمنستان و نیز محوطه یانیق د‌ر ایران است. شاخص‌ترین اثر این گالری جام سیمین کاراشام از د‌ورة مفرغ میانی است. جام با شش رد‌یف نقش‌برجسته تزئین شد‌ه است که هر کد‌ام د‌استان خاصی را روایت می‌کنند‌. شکار گراز صحنة اصلی رد‌یف اول است. رد‌یف د‌وم د‌ارای سه روایت است: مراسم عروسی، د‌رگیری مسلحانه و اسارت شکست‌خورد‌گان. رد‌یف سوم صحنه‌های خلع سلاح و سر برید‌ن و غنیمت‌های به‌د‌ست‌آمد‌ه را نشان می‌د‌هد‌. تصویر مجازی از آنزود‌ افسانه‌ای معرفی شد‌ه است. د‌ر اساطیر سومری ـ اکد‌ی، این موجود‌ات با جنگ و د‌نیای بعد‌ی مرتبط بود‌ند‌. د‌ر د‌ومین تصویر اسطورة آنزود‌، شیری بزی را می‌د‌رد‌ که سمبلی از توانایی و قد‌رت است. اسطوره به نمایش د‌ر آمد‌ه بر روی این جام با پرچم اور سوم د‌ر میان رود‌ان شباهت د‌ارد‌.

منبع:

بورشور نمایشگاه ارمنستان و ایران خاطره یک سرزمین، موزه ملی ایران، 1396.

معرفی پوشش زری اطلسی با طرح محرابی

پوشش زری اطلسی با طرح محرابی،  موزه دوران اسلامی، موزه ملی ایران

شهر یزد، به‌عنوان نخستین شهر تاریخى ایران که داراى ارزش‌هاى منحصر‌به‌فرد جهانى است، در چهل‌و‌ یکمین اجلاس میراث‌جهانى در کراکف لهستان، با حمایت قاطع اکثر اعضاى کمیته میراث بشرىِ یونسکو در تاریخ  18 تیرماه 1396 ثبت شد. به همین مناسبت یکی از آثار با ارزش موزه ای و میراث فرهنگی منقول این شهر معرفی می شود.

پوشش سنگ قبر (روپوش قبر) زری اطلسی و طرح محرابی متعلق به سده یازدهم هجری قمری با شماره موزه ۳۳۱۴ در شهر یزد، که نام بافنده آن غیاث نقش بند است و در تالار صفوی موزه دوران اسلامی موزه ملی ایران به نمایش در آمده است. این اثر با طرح محرابی به پهنای: ۱۲۴ سانتی‌متر و درازای۲۴۲ سانتی‌متر بافته شده است. این بافته دارای یک متن و سه حاشیه است.

متن دارای طرح محرابی است که بر روی زمینه سُرمه ای گل و بوته طلایی و قرمز نقش گردیده و بالای آن درون یک ترنج کلمه الله مشاهده می‌شود. درون حروف کلمه الله سوره الفاتحه به‌خط کوفی بافته شده است. سرتاسر متن با گُل و برگ آذین شده، داخل گُل های کوچک ستاره هشت پَری مشاهده می شود که درون هر یک به خط کوفی بنائی "عمل غیاث نقش بند " به طور یک در میان، به شکل درست و معکوس بافته شده است.

حاشیه ها شامل سه حاشیه بوده که خارجی و داخلی کوچک و حاشیه میانی بزرگ تر است. حاشیه های خارجی و داخلی با زمینه قرمز، گل و بوته طلایی هستند و حاشیه میانی پهن و با زمینه نخودی و صلوات بر چهارده معصوم به خط ثلث و رنگ لاجوردی بافته شده است.

بر حاشیه میانی این زری که در میان دو ردیف حاشیه باریک گل و بوته دار قرار گرفته، دعای صلوات بر ائمه معصومین به خط ثلث بافته شده است.

غیاث از طراحان و بافندگان بنام دوره صفوی است که مدت ها، کارگاه های زری بافی و مخمل بافی درباری را در زمان شاه عباس در اصفهان اداره می کرد. وی اهل یزد بود و علاوه بر این مسئولیت کارگاه های اصفهان را بر عهده داشت، کارگاه های یزد را نیز هدایت می نمود. پارچه مذکور در کارگاه های یزد بافته شده است.

این اثر در تاریخ ۷خردادماه۱۳۹۴ در فهرست ثبت آثار ملّي منقول تاريخي ـ فرهنگي ایران به شمارۀ ۶۷به ثبت رسید.

این پوشش زری اطلسی در تالار صفوی موزه دوران اسلامی موزه ملی ایران به نمایش درآمده و علاقمندان می توانند از آن و دیگر آثار برجسته موزه ملی ایران همه روزه از ساعت ۹تا ۱۹ بازدید نمایند.

تصویر و متن معرفی کامل این اثر فاخر در کانال تلگرامی رسمی موزه ملی ایران در تاریخ 18 تیرماه 1396 به نشانی زیر منتشر شده است.

https://t.me/IranNationalMuseum

کتاب­شناسی:

   1- زهره روح فر ، تاریخچه بافندگی شهر یزد و معرفی یک نمونه پارچه بافت غیاث نقش بند در موزه ملی ایران - مجله میراث فرهنگی، شماره 16 - زمستان 1375.

2-    ــــــــــــــ، پارچه­ بافی، گلچینی از هنر دوران اسلامی، هنر اسلامی2، تهران: موزه ملی ایران، تابستان1375.      

3-    ــــــــــــــ، نگاهي بر پارچه بافي دوران اسلامي، انتشارات سمت، 1380، تهران، 1380، صص ٥٩ و٦٠

4-    خليل زاده مقدم، مريم وابوالفضل صادق پور فيروزآباد، بررسي تطبيقي نقوش پارچه هاي صفوي و گورکاني، فصلنامه علمي- پژوهشي نگره،  شماره ۲۱ بهار۹۱، صص۲۱ تا 37.

شکار و تجلی آن بر بشقاب­ های ساسانی

شکار و تجلی آن بر بشقاب­ های ساسانی

کرم میرزایی اکرم زارعی

چکیده

بررسي­ هايي كه بر روي مواد فرهنگي به­ دست آمده از دورة ساساني،  نشان مي­ دهد كه نقش ­ماية شکار نزد هنرمندان اين دوره از اهمیت و جايگاه خاصي برخوردار است.  اين نگاره علاوه بر نشاني براي قدرت­ مداری و جاودانگی شاه و حاكمان است، تداعي­گر باورهاي ديني و  مذهبي به­ شمار مي­آيد. 

ظروف سيمين دورة ساساني از مهم­ترين آثار هنري اين دوره هستند. مطالعات انجام شده بر روي اين ظروف، نشان مي­ دهد كه از نظر شكل و فرم و همچنين نگاره­ هاي استفاده شده در تزئين آن­ ها و نيز روش­ هاي ساخت، از ويژگي­ هاي منحصر به اين دوره است.

سازندگان  اين ظروف سيمين را، با فرم و اشکال گوناگوني از قبیل؛ تُنگ، گلدان، سینی­، بشقاب و...            مي ­ساختند.

هنرمندان تزئينات ظروف را با استفاده از نگاره­ هايي مانند؛ نقش ­ماية شکارهای سلطنتی، ضیافت، رقص و صحنه­ هایی با ویژگی­ های مذهبی كه  خاص اين دوره بود  آذين مي­ كردند.

 

واژگان كليدي: دورة ساساني، فلزكاري ظروف سيمين، شكار، نقش­ ماية شكار

این مطلب در دو ماهنامه خبری، آموزشی، علمی شکار و طبیعت شمارۀ  مسلسل136، دوره جدید شماره 13، تیر و مرداد1393 ، ص18 تا 21 به چاپ رسید.

http://www.h-shekarotabiat.com/tablighat-va-agahiha/downloade-2mahnameye-shekar/category/10-downloade-2mahnameye-shekarotabiat

موزۀ هنری از دیدگاه کومارا سوامی بررسی موردی؛ کتاب فلسفۀ هنر مسیحی و شرق

موزۀ هنری از دیدگاه کومارا سوامی

بررسی موردی؛ کتاب فلسفۀ هنر مسیحی و شرق

 

دربارۀ کتاب

کتاب فلسفه هنر مسیحی و شرقی به نویسندگی آناندا كنتیش كومارا سوامی و برگردان فارسی امیرحسین ذكرگو با موضوع هنر، نقد و تفسیر است که توسط فرهنگستان هنر در قطع وزیری و به تعداد 240 صفحه در سال 1386 منتشر شد. فلسفۀ هنر مسیحی و شرقی معرفی یك نظام عقیدتی جامع و جهانی است؛ نظامی كه نه فلسفۀ هنر اومانیستی را می‌توان با آن قیاس كرد و نه می‌توان میان آن‌ها صلح و آشتی برقرار نمود، بلكه تنها رابطۀ موجود میان‌شان، تضاد و تعارض است؛ و آن فلسفۀ راستین خوانده شده است، چون هم‌ معتبر و مقتدر است و هم استوار و پایدار. كتاب حاضر در نه فصل به بررسی فلسفۀ هنر مسیحی و شرقی اختصاص دارد. در فصل نخست به دلایل نمایش كارهای هنری اشاره شده و در فصل دوم تعریفی از فلسفۀ هنر مسیحی و شرقی، یا فلسفۀ راستین هنر فراهم آمده است. فصل سوم به هنر: خرافه یا راه زندگی؟ اشاره دارد. اصلاً فایده‌ی هنر چیست؟ عنوان فصل چهارم است. زیبایی و حقیقت، ماهیت هنر عهد میانه، مفهوم سنتی صورت‌نگاری آرمانی، ماهیت افسانه و هنر عوام، "زیبایی ریاضیات: یك بازبینی عناوین فصل‌های بعدی كتاب است. واژه‌نامه‌ (الحاقات مترجم)، نمایه و تصاویر پایان‌بخش كتاب هستند.

با جستجو در میان مطالب این کتاب به واژگان و مفاهیمی که با موزه و موزه­ داری نسبت دارد اشاره شده که به شرح خواهد آمد.

نگه­داری از آثار هنری

 کومارا سوامی وظیفۀ اصلی موزۀ هنری را نگه­داری از آثار هنری متعلق به اداوار باستانی می­داند و در این مورد چنین می­نویسد: «موزۀ هنری به چه کار می آید؟ آن طور که از واژه «Curator» (موزه دار) استنباط می شود، اولین و بنیادی ترین وظیفه موزه هنری، نگه داری از آثار هنری بی نظیر متعلق به ادوار باستان است؛  آثاری که دیگر در مکان و جایگاه اصلی خود نیستند و کاربرد اصیل خود را نیز از دست داده اند، لذا در ورطه بی توجهی و فراموشی، مسیر زوال و نابودی را می پیمایند. البته چنین مواظبتی از آثار هنری لزوماً در برگیرنده به نمایش نهادن آن­ ها نیست» (ص11).

آموزش در موزه ­ها

در این کتاب پرداختن به آموزش و فعالیت­هایی که جنبه آموزشی دارند مهم تلقی شده و آن ­را هدف والایی برای موزه­ها بر می­شمرد و در پاسخ به این پرسش که هدف از نگه­ داری، نمایش و معرفی آثار و در دسترس عموم قرار دادن آن­ها چیست؟ چنین پاسخ می­دهد؛ «پاسخ این خواهد بود که این فعالیت ها جنبه آموزشی دارند» (ص11).

او پس از این پاسخ پرسش دیگری را نیز مطرح می­ کند؛ «اما پیش از این که در این سوال خود ژرف تر شویم و بپرسیم که «آموزش چه چیز، و برای چه مقصود؟» (11و12)

 کارکرد نمایشی موزه­ ها

در خصوص نحوۀ نمایش آثار هنرمند نیز به این مسئله اشاره می­کند « و آن این که تفاوت است میان نمایش آثار هنرمندان زنده (در قید حیات)، و آثار هنری باستانی یا نسبتاً قدیمی و یا عجیب و غریب» (12).

آثار هنرمندان معاصردر موزه­ ها

«نمایش آثار هنرمندان زنده، که به واقع در معرض نابودی نیستند، امری غیر ضروری است؛ و چنان چه این گونه آثار معاصر در موزه ها به نمایش درآیند دلالتی آشکار است بر این که آن موزه به تبلیغ برای هنرمندان مذکور پرداخته، و در مقام دلال و واسطه هنری به ایجاد یا یافتن بازار برای آن آثار همت گماشته است؛ با این تفاوت که هنگامی که موزه ای در کار دلالی آثار هنری وارد می شود، سودی از آن به موزه نمی رسد» (12).

نسبت هنرمندان با موزه

كومارا سوامی نسبتی میان هنرمندان با موزه در نظر دارد و آن­را در نمایش آثار آنان در موزه مورد بررسی قرار می­دهد. «از سوی دیگر اشتیاق یک هنرمند به این که آثارش در موزه «آویخته» شود یا به «نمایش» درآید صرفاً از «حس کمبود» وی حکایت می کند؛ چرا که هر چیزی به طور طبیعی برای مقصودی خاص و محلی مشخص، که مناسب آن است، ساخته و پرداخته می گردد نه صرفاً «برای نمایش»؛ و این که هر اثر سفارشی، یعنی اثری که هنرمند برای مصرف کنند یا سفارش دهنده خاص تولید می کند، ضرورتاً مطابق شرایط خاص تحت نظارت قرار می گیرد و با نظم و ترتیب نگه داری می شود. و حال آن که ستینفلز (Steinfels) اخیراً چنین اظهار نظر کرده است: « هنری که انگیزه صرف ان آویخته شدن بر دیوارهای یک موزه است، نوعی هنر است که ضرورتی ندارد ارتباط غایی آن با محیط اطرافش تبیین گردد. هنرمندان می تواند هر چه را دلخواه اوست، و به هر شیوه ای که مورد پسند اوست نقاشی کند. اگر آثارش مورد پسند «موزه داران» و متولیان موزه قرار گرفت، خوب همین کافی است، و ایشان آثار مذکور را به همراه دیگر تفحه های  هنری بر دیوار موزه خواهند آویخت» (12).

انگیزه­های موزه­ ها از نمایش

تردید کومارا سوامی در ضرورت نمایش آثار موزه­ای را چنین ابراز می دارد؛ « هنوز با این مسئله ای واقعی روبه رو هستیم: چرا نمایش دهیم؟ این سئوال خصوصاً متوجه آثار نسبتاً قدیمی و خارجی است؛ آثاری که به واسطه آسیب پذیریشان و همچنین عدم انطباقشان با نیازهای ملموس ما ـ لااقل آنچه در سطح آگاهی فعال ماست ـ در موزه ها نگه داری می شوند و مجموعه های حجیمی را تشکیل داده اند. اگر انگیزه ما از به نمایش گذاشتن اشیاء غریب، واضح است که برای نیل به این مقصود نیازی به لمس و حمل آن ها نداریم. این که برای درک صندوق عتیقه قرون وسطایی باید از آن استفاده کنیم، یا برای فهم تخت خواب قدیمی مصری ضروری باشد که روی آن دراز بکشیم و یا این که برای ادراک مفهوم تندیس رب النوعی لازم باشد به آن نذر و پیشکش تقدیم کنیم اموری خیالی هستند نه واقعی»(12و13).

وظایف موزه­ دار و راهنمای موزه

وی دو فعالیت در حوزۀ موزه­داری و راهنمای موزه را رسیدن به مقصود اهداف آموزشی ذکر می­کند. « واقعیت این است که یک «نمایشگاه» برای این که به مقصود آموزشی خود نائل شود دو نوع فعالیت اصلی را طلب می کند: اول مسئولیت «موزه دار» است که باید آثار را برای ارائه آماده سازد و به نمایش گذارد، و پس از این مرحله وظیفه «راهنمای موزه» (Docent) است که نیازهای اصلی سفارش دهندگان آثار اشاره کند و شیوه های خاص و اصیل هنرمندی که اثر را خلق کرده است توصیف نماید؛ ضرورت این دو فعالیت از آنجا سرچشمه می گیرد که چیستی آثار هنری نتیجه مستقیم خواست و هویت حامیان (سفارش دهندگان) و هنرمندانی است که در شکل گیری اثر مؤثر بوده اند»(13).

ضرورت شناخت خالق اثر موزه­ای

«اگر نمایشگاهی صرفاً به محلی برای براوردن حس کنجکاوی مخاطبان و ایجاد سرگرمی بصری برای ایشان تبدیل شود، قطعاً عکس­العمل ها و برداشت های فردی ما نسبت به آثار ارائه شده نیازمان را برآورده نخواهد کرد؛ برای این که بدانیم چرا آن آثار آن طور هستند و آن آثار چه هستند، ضرورت دارد انسان هایی را که در هستی آن ها نقش داشته اند بشناسیم»(13).

کاربرد احتمالی آثار

«چون ما با حمل و نقل مستقیم آثار به نمایش درآمده سر و کار نداریم، می بایست حداقل از کارایی و استعدادهای درونی این آثار آگاه باشیم و آنها را باور داشته باشیم، چرا که هر چند اشیای مذکور پاسخگوی نیازهای جسمانی امروز ما نیستند، شاید بتوانند «حوائج روحانی ما» ـ یا به ترجیح بر خی، خواسته های «عقلانی» ـ را برآورند»(14 و15).

«شأن و نزول این آثار، کمک به تفکر عمیق، برآورده شدن نیازهای روحانی، اصطلاح کیفیت تحریف شده اندیشه، و نهایتاً انطباق و هماهنگ کردن آن با آن صورت کیهانی است»(15).

وی به بیان اهمیت وظیفۀ هنر در بیان حقیقت می­پردازد و هنر حقیقی را هنری می­داند که به«بیانی نمادین و سرشار از معنی، نمایش چیزهایی است که تنها با عقل به روئیت در می­آیند. از این لحاظ هنر نقطۀ مقابل آن چیزی است که ما آن­را آموزش بصری می نامیم چرا که هنر می خواهد به ما بگوید آن چیزهایی که نمی بینیم، اگر قادر به دیدن آن ها باشیم، چه هئیتی خواهند داشت»(17).

موزه و آموزش هنر

نویسنده در ادامه به نقش والای اندیشیدن، چگونه اندیشیدن و به چه اندیشیدن در پرورش هنری کودک اشاره می کند و از روش های آموزشی رایج در مدارس هنری انتقاد می کند و توجه ما را به ارزش موزه  در بالا بردن اندیشیدن و تفکر در مقام مقایسه، آن را مقابل روش های نادرست آموزش هنر می داند. «بدیهی است که موزه ها می بایست در مطلوب ترین وضع خود، دشمنان قسم خورده روش های رایج در مدارس هنری ما باشند»(17).

تفاوت میان آثار موزه ای و غیر موزه ای را در درک تفاوت ما از «کار به عنوان یک پیشه منطبق بر گرایش ها و استعدادهای فردی و غیر موزه ای، و کار به مثابۀ صرف اشتغال برای کسب معاش، صرف نظر از نوع و کیفیت شغل، به ما کمک می کند تا به تفاوت میان آثار موزه ای و اشیاء عرضه شده در فروشگاه های بزرگ و زنجیره ای پی ببریم» (22)

وی در ادامه به وجود وجد و شعفی که در هنگام خلق آثار موزه ای متجلی است اشاره می کند. «انسان در حال کار، در حال انجام فعالیتی است که پیش از هر چیز دوست می دارد، و همین لذت موجود در فرایند عمل، به حاصل کار کمال می بخشد. وجد وشعف موجود در این گونه افعال در آثار موزه ای متجلی است، در حالی که  آثاری که حاصل کار زنجیره ای در نظام صنعتی است فاقد چنین  وجدی است. اشتیاق زائیدالوصف ما به اوقات و حالات فراغت از کار خود شاهدی است برای واقعیت که ما در مشاغل خود چیزی نیستیم مگر یک مأمور فروش» (22)

منابع

کومارا سوامی، آناندا، فلسفه هنر مسیحی و شرق، برگردان و شرح امیر حسین ذکرگو، تهران: فرهنگستان هنر، 1386.

سعیدی زاده، محمد جواد،گزارش از کتاب: فلسفۀ هنر مسیحی و شرقی، مجله زیبا شناخت نیم سال اول 1391، شمارۀ 24، صفحه 141 تا 156.

این مطلب در مجله الکترونیکی فرهنگ موزه شمارۀ چهاردهم، اسفندماه 1395، ص52 تا 54 به چاپ رسید.

 

 

توصیف قرآن برگزیده نمایشگاه نوزایی بهاران (نمایشگاهی از اشیاء باستانی و تاریخی با نقش مایۀ گیاهی به

توصیف قرآن برگزیده نمایشگاه نوزایی بهاران

(نمایشگاهی از اشیاء باستانی و تاریخی با نقش مایۀ گیاهی به روایت آثار موزۀ ملی ایران)

از نیمۀ سدۀ دهم تا نیمه سدۀ یازدهم (950 تا 1050هجری قمری) در ادامه مکتب های هنری هرات و تبریز، در شیراز تولید نسخه های خطی همچنان شکوفا بود. در آثار این دوره به ویژه مصحف های خطی توجه به تزئینات و آرایه ها، از خوشنویسی پیشی گرفت. همچنین خطوط محقق و ریحان کاربردی هنرمندانه یافت و از ویژگی های تزئینی این خطوط همچون تناوب حروف عمودی بلند، ترکیب های دلپذیر و تماشایی در تقسیم بندی های هر صفحه پدید آمد. کادر ساده عمودی متن قرآن به مستطیل های افقی تبدیل شد که با جدول رنگی و تحریرهای سیاه متعدد از هم جدا می گردید و باافزودن طلااندازی، دندان موشی و نقوش گیاهی تزئین می شد. به جای طلااندازی، هر سطر با رنگ های لاجوردی، سیاه و طلایی کتابت می شد و استفاده از رنگ های لاجورد، کتابت، سرنج و شنجرف نیز برای بوم هرسطر مرسوم گردید. اضافه شدن صفحات رحلی آغاز، فهرست سور و فالنامه فارسی در انتهای نسخه و به کارگیری خط نستعلیق از ویژگی های، کتابت قرآن، کتاب آرایی و تذهیب این دوره است. علاوه بر این رواج قطع های بزرگ و کتابت با انواع خطوط در یک صفحۀ قرآنی، نیز پدیدۀ تازه ای است که در این دوره ابداع و رواج یافت.

از نمونه قرآن های این دوره، قرآن برگزیده برای نمایشگاه نوزایی بهاران است که به خط محقق، ثلث و نسخ کتابت شده که در اصطلاح کتاب آرایی «سه خطی یا چهار خطی» گفته می شود. اشاره می شود. این قرآن در قطع رحلی بزرگ و به اندازۀ 6/33 × 5/47 سانتی متر، و در 758 صفحه و 11 سطر در هر صفحه (2 سط درشت در بالا و پایین هر صفحه محقق و سطر درشت میانی به ثلث، 8 سطر ریز به نسخ)، نگارش شده، صفحات این نسخه دارای تزیینات جدول زر به ابعاد 23×33 سانتی متر، سر لوح، تذهیب، ترصیع، سر سوره، تحریر و ... می باشد. تمام قرآن کریم با زر نوشته و با مشکی تحریر شده است. این قرآن دارای علائم تخمیس (هر پنج آیه) و تعشیر (هر ده آیه) در شمسه های مذهب مرصع می باشد. صفحات به سه ستون باریک و دو ستون عریض تر افقی تقسیم شده اند و در طرفین دو ستون عریض دو نقش مذهب به طور عمودی نقش شده اند. در انتها دارای وقفنامه ای از طرف « ... اضعف عباد الله بیجون محمد همایون بن ظهیرالدین محمد بابر به تاریخ دهم رجب 952 هجری قمری، در باغ قریه خلشک» می باشد. جلد این نسخه دارای سرطبل و از بیرون دارای نقوش ترنج، سر ترنج، لچکی و حاشیه بازوبندی است و اندرون نیز ترنج دار با حاشیه مزین به نقوش بازوبندی معرق است؛ و جلد دارای کتیبه «لا یمسه الا المطهرون تنزیل من رب العالمین». می باشد. این قرآن به شمارۀ 4259 در موزۀ دوران اسلامی ثبت و نگه داری می شود و پیش از این در آستانه شیخ صفی الدین اردبیلی نگه داری می شده است.

منابع

افروند، قدیر 1375 گلچینی از قرآن های خطی موزۀ دوران اسلامی (هنر اسلامی 1)، تهران: موزۀ ملی ایران، ص78 و 79.

ساریخانی، مجید 1389 جلوه های آیات الهی با نگاهی بر آثار هنری موزۀ ملی ایران، تهران: موزۀ ملی ایران.

شفیقی، ندا و محسن مراثی 1394 بررسی ویژگی های تزیینی قرآن نگاری مكتب شیراز عصر صفوی، نشریه هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دورۀ ۲0، شمارۀ 1، صفحات 13 تا۲۴.

این مطلب در  روز دوشنبه به تاریخ 14 فرودین ماه 1396 خورشیدی در کانال رسمی موزه ملی ایران به نشانی https://t.me/IranNationalMuseum  منتشر شد.

ساختار شکلی و فرم نقش مایۀ بُز سفالينه هاي پیش از تاریخ

ساختار شکلی و فرم نقش مایۀ بُز سفالينه هاي پیش از تاریخ 

كرم ميرزايي - فهيمه داورزن

چکیده:
سفالینه‌های منقوش ایران در بین سایر هنرهای  پیش از تاریخ از جایگاه ویژه‌ای برخوردارهستند.  این نقوش علاوه برجنبۀ زیبایی، ‏کارکردی نمادین را در بر می‌گیرد و بازخوانی آن همانند کتابی، ‏ما را از نحوۀ زندگی و اعتقادات مردمان آن دوران آگاه می‌کند.
پراکندگی گستردۀ این نقش مایه ها به همراه سیر تطور ناریخی و نیز اشکال متعدد آن ها مطالعه را برای پژوهشگران از یک سو سهل و از سوی دیگر دشوار می کند.
هنرمند پیش از تاریخ، نقش مایه های به کار رفته بر روی سفالینه های این دوره را با الهام از  انسان، طبیعت پیرامون، جانوران، گیاهانو آئین و اعتقادات انسانی استخراج کرده و آن ها را به طور واقعی گرایانه و یا با بیانی سمبلیک و رمز آمیزی استفاده کرده است. بررسی های باستان شناختی نشان می دهد که بُز از نخستین حیواناتی است که بشر موفق به  اهلی کردن و پرورش آن شود. از این رو انسان نقش این حیوان را  در معانی مختلف بر روی سفالینه ها به کار می برده است.

این مقاله در فصل نامه آموزشی ـ تحلیلی و اطلاع رسانی رشد  آموزش هنر دوره دوازدهم، شماره 4، تابستان 1394، صفحه 56 تا 64 به چاپ رسیده است.

نمایشگاه اودیسه به تصویرگری مارک شاگال در موزه ملی ایران

 

همزمان با گشایش نمایشگاه پیکره­ای برای صلح: مجسمه­ های پنلوپه از تخت­ جمشید تا رُم در موزه ملی ایران، در  روز دوشنبه 6مهرماه1394 خورشیدی، نمایشگاه اودیسه به تصویرگری مارک شاگال از  در کنار این نمایشگاه در معرض دید عموم قرار گرفت این آثار در قالب دو جلد کتاب صور شده و تعدادی تابلوهای چاپ شده از این آثار بود.

کتاب نخست با مشخصات؛ ادیســــه، اسطوره یونانی،اثر هومر، تصویرگر مارک شاگال، ناشر فرناند مورلوت،پاریس، 1974، به زبان فرانسه، چاپ نفیس بر روی کاغذ دست ساز، محل نگه داری مجموعه فرهنگی ـ تاریخی نیاوران، با شماره ثبت: 6666.

کتاب دوم با مشخصات؛ ادیســــه، اسطوره یونانی، اثر هومر، تصویرگر مارک شاگال، ناشر فرناند مورلوت، پاریس، 1974، به زبان فرانسه، چاپ نفیس بر روی کاغذ دست ساز، محل نگه داری مجموعه فرهنگیـ تاریخی نیاوران، باشماره ثبت: 6665.

 ادبيات يونان باستان را تنها با آثار حماسي هومر، شاعرنابينايي كه درسده هفتم و هشتم پيش ازميلاد مي زيسته بررسي مي كنند؛ هر چند كه يونان آن روز داراي ادبيات منظوم، سروده هاي مذهبي توأم با موسيقي، بديهه سرايي، شعر غنايي نيز بوده است. هومر در عين اين كه نابينا بود توانست سپيده دم تاريخ حيات يونان را در دو اثر ماندگار خود به نام هاي  «ايلياد» و «اديسه» چنان ترسيم كند كه تا به امروز تازه و شاداب بماند.

داستان ايلياد به دوران شگفتي «مي سن» و برتري آن دوران مربوط مي شود و موضوع آن لشكر كشي «آگاممنون»پادشاه مقتدر«مي سن» به «تروا» است. اوديسه نيز زمان صلح و بازگشت قهرمانان را از جنگ تروا نشان مي دهد.

اوديسه

اوديسه اثر هومر و شامل24 سروده است. به عقيده يونانيان خدايان طرفدار تراوا، در راه بازگشت پهلوانان يوناني موانعي ايجاد كردند و در اين باره داستان هايي بر سر زبان ها بود. اوديسه ماجراهاي اودوسيوس (اوليس) در راه بازگشت ار جنگ هاي تراوا به سرزمين مادريش ايتاكا (انطاكيه) است.

طوفان، كشتي هاي اوليس را به سرزمين هاي دوري برد. در آن سرزمين ميوه اي (كنار) بود كه هر كس از آن مي خورد خا طرات گذشته را فراموش مي كرد. بسياري از ياران اوليس از آن خوردند و زادگاه خود را فراموش كردند. اوليس به زور آنان را سوار كشتي كرد و بست. سپس به جزيره غولان يك چشم، كه چشمي در وسط پيشاني داشتند، رسيدند. اوليس با ياران خود در آنجا فرود آمد و به غار يكي از غولان رفت. غول دو نفر از ياران او را خورد و در غار را بست. صبح زود دو نفر آنان را بلعيد و از غار خارج شد. شب چون بازگشت، اوليس به او شراب داد. غول مست شد و به خواب رفت. اوليس با ميخی داغ اورا كور كرد.غول بر در غار نشست تا مانع خروج آنان شود. اوليس و همراهان، خود را در پشت شكم گوسفندان پنهان ساختند و از غار بيرون آمدند. سپس به جزيره خداي بادها رسيدند. ايول خداي بادها به اوليس مشكي داد كه در آن بادهاي سخت بودو سفارش كرد كه در مشك را نگشايد. ياران اوليس به طمع گنج، سر آن را گشودند، طوفان مهيب كشتي ها را به جزيره ديگر افكندكه جايگاه غولان آدمي خوار بود. غولان كشتي ها را سنگ باران كردند. جز كشتي اوليس بقيه از بين رفتند. اوليس با كشتي خود به جزيره ديگررفت كه محل زني جادوگر بود.

زن جادوگر به ياران اوليس شراب افسون شده داد و همه به شكل خوك در آمدند. اوليس به كمك گياهي جادويي كه هرمس به او آموخته بود سحر را باطل كرد و جادوگر را مجبور كرد كه يارانش را به شكل آدمي باز گرداند.سپس ار آنجا به جايگاه مردگان رفت تا تيرزياس غيب گو را ملاقات كند.سپس به سرزمين سيرون ها رفت كه در آنجا پرياني در سبزه زارهاي اطراف كرانه آواز مي خواندند و رهگذران را به جانب خود مي كشيد ند. اوليس گوش ياران را با موم اندود و آنان را به دكل كشتي بست. سپس از صخره اي كه دو طرف آن تحت سِیطره دو ديو بود گذشت. يكي از ديوان آب دريا را فرومي برد و با آوايي ترس ناك بازپس مي داد. ديو ديگر دوازده دست و شش گردن داشت كه بر هر گردن سري بزرگ با دهاني فراخ بود و در هر دهان سه رديف دندان قرار داشت. سپس به جزيره اي رسيدند كه رمه گاوان خورشيد در آن مي چريد. ياران اوليس گاوان را كشتند. خورشيد خشمگين شد و طوفان را واداشت تا كشتي آنان را غرق كند. اوليس خود را نجات داد و به جزيره ي يكي از الهگان رسيد. الهه اي عاشق اوليس شد و به او گفت كه اگر آن جا بماند به او عمر جاويدان مي دهد. اوليس موافقت نكرد و الهه او را هفت سال در غار نگه داشت و سرانجام به دستور زئوس آزاد كرد. اوليس سوار بر تخته پاره اي دوباره راه دريا را پيش گرفت. اما بادها تخته او را نابود كردند و او شنا كنان خود را به جزيره اي رساند. پادشاه آنجا اوليس را گرامي داشت و به او كشتي داد تا به زادگاه خود ايتاكا (انطاكيه) باز گردد.

بيست سال از سفر اوليس گذشته بود. پدرش پير شده و از شهر رفته بود و مادرش در فراق فرزند خود را به دار آويخته بود. پسرش تلماك اكنون جواني برومند شده بود. زن پاكدامنش پنه لوپ در فراق شوهردر را بر خود بسته و از همه گسسته بود. اميران شهر كاخ او را متصرف شده و دارايي او را برده بودند واز پنه لوپ مي خواستند تا از ميانه ي آنان يكي را به شوهري برگزيند. پنه لوپ جرأت مخالفت نداشت اما از آنان اجازه خواسته بود تا كفني را كه در حال بافتن بود به اتمام رساند. روز مي بافت و شب مي شكافت.

اوليس در جامه گدايان وارد شهر شد. هيچ كس او را نشناخت جز سگش، كه از فرط شادي جان داد. پنلوپه اعلام كرده بود كه هر كس كه بتواند كمان اوليس را زه كند و تير را از سوراخ انگشتر بگذراند مي تواند همسر او شود. اما هيچ كس از عهده بر نيامد. اوليس كه در جامه گدايان بود به آساني كمان را زه كرد و تير را از انگشتري گذراند. سپس به آستانه در ايستاد و به كمك پسرش دشمنان را كشت و حقيقت حال خود را بر همسرش آشكار ساخت.

نگاهی به نمایشگاه پیکره ای برای صلح؛ تندیس های پنلوپه از تخت جمشید تا رُم در موزه ملی ایران

 نمایشگاه پیکره ای برای صلح؛ تندیس های پنلوپه از تخت جمشید تا رُم

پیکره سنگی پنلوپه (Penelope) در 1314خورشیدی (1935 میلادی) طی کاوش های باستان شناسان موسسه شرق‌شناسی شیکاگو در تخت جمشید به دست آمد. کاوشگران به نیم‌تنه‌ای شکسته از سنگ مرمر برخورد کرد که با مجموعه‌های مکشوفه در کاخ بسیار متفاوت بود. کاوشگر این مجموعه، معتقد بود این  تندیس پس از هدیه از سوی یونانیان به پادشاه ایران در تالار ستون‌دار جای گرفته است.

با حملۀ اسکندر مقدونی در 331 پیش ‌از میلاد و تارج و غارت سپاهیانش پیکره پنلوپه مانند سایر آثار تخریب و از مکان اصلی خود خارج و به دلیل سنگینی زیاد تا مکانی دیگر در تخت جمشید کشیده شد و در همان‌جا رها گردیده است. این تندیس در محل سر، بازوها و پاها به شدت آسیب دیده و علاوه بر شکستگی‌های عمیق که در زیر گردن، شانه و بخشی از بالاتنه دیده می‌شود، قسمت بیش تر هر دو دست، سر و پاهای  تندیس نیز مفقود شده است. در بخش میانی دست شیاری دیده می‌شود که به نظر می‌‍رسد  تندیس در دست خود میله‌ای را به طور عمودی نگاه می‌داشته که با توجه به داستان ریسندگی پنلوپه، احتمال دارد این حفرۀ میانی محل نگه داشتن میلۀ دوک بافندگی باشد.

 این  تندیس‌ها که سمبل بانوی سوگوار و بانوی وفادار در سدۀ پنج پیش ‌از میلاد هستند یادآور داستان اُدیسه اثر هومر نویسندۀ معروف و حماسه نویس سدۀ هشتم پیش ‌از میلاد یونان است. در این داستان اُدیسه فرمانروای ایساکا بوده که با زن زيبايي به نام پنلوپه ازدواج می‌کند. حاصل این ازدواج پسري به نام تلماك است. هنگامي‌كه تلماك يك ساله بود، اوليس یا اُدیسه براي جنگ با تروا فرا خوانده می‌شود. اين جنگ 20 سال طول کشید و ماجراهای زیادی برای اُدیسه و سربازانش پیش آمد. از سوی دیگر پنلوپه همسر با وفای اُدیسه در غیبت او خواستگاران زیادی داشت و به رسم بیوه‌زنان یونان باید همسری انتخاب می‌کرد. اما پنلوپه در قلب خود امید به بازگشت همسر خود داشته و از خواستگارها فرصتی می‌خواهد تا لباسی را ببافد و پس از کامل شدن به خواستگارها پاسخ دهد. پنلوپه روزها می‌بافت و هر شب آن بافته را می‌شکافت تا کار بافتن پایان نپذیرد. اما سرانجام رازش فاش شد و اعلام کرد همسر کسی می‌شود که بتواند کمان اُدیسه را خم کند. سرانجام اُدیسه پس از 20 سال از جنگ تروا بازگشت و در قالب یک چوپان به زندگی‌اش ادامه داد. او با استفاده از تیر و کمان و مهارتش در این رشته، در لباس گدایان توانست در مسابقه خم کردن کمان شرط را ببرد و تک‌تک خواستگارها را که در این مدت اموالش را به سرقت برده بودند بکشد. عشق  پنلوپه به همسرش اُدیسه و انتظار او برای بازگشت همسرش او را به سمبل بانویی وفادار و سوگ‌وار در هنر یونان تبدیل کرده است.

سبک ساخت  تندیس پنلوپه مکشوفه از تخت جمشید ترکیبی از هنر یونانی ‌ـ ‌رومی است و از نظر زمانی به میانه‌های سده پنجم پیش‌از‌میلاد تعلق دارد، بنابراین احتمال غارت آن توسط سپاهیان ایرانی و آوردن آن به تخت¬جمشید در این تاریخ وجود نداشته است. پژوهشگران بر این باورند که این  تندیس هدیه‌ای بوده به نشانه صلح و دوستی و عهد و پیمان که از سوی یونان به پادشاه ایران داده شده است. علاوه بر این نمونه که در موزه ملی ایران نگاه داری می‌شود یک  تندیس در موزه کاپیتولینی (Capitolini) در روم  و دو نمونه در موزه واتیکان نگاه داری می‌شوند.

نمایشگاه پیکره ای برای صلح؛ تندیس های پنلوپه از تخت جمشید تا رماز 6 مهر ماه آغاز و به مدت چهاره ماه در موزه ملی ایران  برپاست.